ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

521

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

امام ( ع ) به صورت استفهام انكارى آغاز مشكلات را از هنگامى مىداند كه مردم به شكّ گرفتار شدند كه آيا أبو بكر در فضيلت مساوى علي ( ع ) هست يا نيست ، امام ( ع ) از بروز چنين شكّى در ذهن مردم تعجّب مىكند ونتيجهء چنين شكّى را اين مىداند كه آن بزرگوار را با پنج نفر ديگر اعضاى شورا مقايسه مىكنند وأو را در منزلت ومقام واستحقاق خلافت همتاى آنها مىدانند . ( 2745 - 2738 ) فرموده است : لكنّى أسففت إذ اسفّوا وطرت إذ طاروا اين كلام امام ( ع ) استعاره است براي تطبيق حال خود ، از لحاظ عدم تسلّط بر أمور كه لزوماً براي حفظ وحدت جامعهء مسلمين با خلفا در نمىافتاد ، با حال پرنده‌اى كه به اشارهء ديگران پرواز مىكند يا مىنشيند . ( 2749 - 2746 ) فرموده است : فصغا رجل لضغنه اين سخن اشاره به سعد بن أبي وقّاص است كه از امام كناره‌گيرى كرد ويكى از افرادى بود كه پس از كشته شدن عثمان از بيعت با امام ( ع ) سر باز زد . ( 2753 - 2750 ) وسخن ديگر امام ( ع ) كه فرمود : مال الاخر لصهره ، اشاره به عبد الرّحمن بن عوف است كه به دليل خويشاوندى سببي كه با عثمان داشت طرف أو را گرفت ، زيرا عبد الرّحمن بن عوف شوهر امّ كلثوم دختر عقبة بن أبي معيط وأو خواهر مادرى عثمان بود . وبه روايتي امّ كلثوم دختر كريز است . ( 2757 - 2754 ) اين كه امام ( ع ) مىفرمايد : مع هن وهن ، مقصود اين است كه گرايش عبد الرحمن به عثمان براي دامادى صرف نبود ، دلايل ديگرى نيز داشت . احتمال دارد كه اين امر به واسطهء علاقهء أو به خلافت بوده باشد واميدوار بود كه خلافت ( از طريق عثمان ) نهايتاً به أو برسد يا غير اينها . ( 2768 - 2758 ) فرموده است : إلى أن قام ثالث القوم نافجا حضنيه بين نثيله ومعتلفه . مقصود از « ثالث القوم » عثمان است ومقصود از قيام فعاليّت عثمان براي به دست آوردن خلافت مىباشد وبراي أو حالي شبيه حال شتر را اثبات مىكند .